ضمانت – بايدها و نبايدهاي ضمانت

باید ها و نباید های ضمانت - دعاوی کیفری - مشاوره حقوقی رایگان و آنلاین

کمک به همنوع و انجام کار خير به کرات در دين ما توصيه شده است و ضمانت براي گرفتن وام يکي از اين کمک‌ها به شمار مي‌رود. اما افراد زيادي هستند که با ضامن شدن به دردسر مي‌افتند و همان کسي که با خواهش و قول و تعهد به پرداخت اقساط وام، پول را گرفته، بعد از مدتي يا اقساط وام را نمي‌دهد و يا خود را از صحنه روزگارمحو مي‌کند.

ضامن هم که مي‌خواسته ثوابي کند، کباب مي‌شود. پس اگر شما هم دچار اين مشکلات شده‌ايد و يا قصد داريد ضمانت وام کسي را به عهده بگيريد، قبل از هر اقدامي اين گزارش را بخوانيد:

مال‌داري شرط ضمانت نيست

طبق قانون مدني، ضامن نبايد شخص مال‌داري باشد و مي‌تواند شخصي با وضعيت مالي متوسط هم باشد. به اصلاح حقوقي (مفلس) بودن و نداري ضامن، عقد ضمان را باطل نمي‌کند. بنابراين مال‌دار بودن شرط صحت ضمان نيست اما اگر فرد طلبکار، براي مثال بانک، نداند که ضامن هنگامي که داشته عقد ضمان را منعقد مي‌کرده، ورشکسته و مفلس و ندار بوده است، مي‌تواند ضمانت او را فسخ کند (برهم زند) حقي که در اين شرايط براي طلبکار ايجاد مي‌شود، فسخ قرار داد است و غير از اين کاري از دست او برنمي‌آيد.

از مقدار دِين مطلع شويد

از آن جا که ضمان عقدي است که از گذشته تاکنون مبتني بر احسان است، اين که ضامن حتماً نبايد از تمامي شرايط بدهي و وام و پرداخت آن، آگاه باشد شرط صحت قرارداد نيست. منتهي اين اصل از باب حقوقي است و شما بعد از اين که ضامن شخصي شديد نمي‌توانيد ادعا کنيد که از مقدار قرارداد و يا پرداخت ماهيانه اقساط اطلاعي نداشته‌ايد اين امر، باعث بطلان عقد ضمان نمي‌شود زيرا ما ماده‌اي صريح در قانون مدني داريم که اگر ضامن نداند مقدار دِيني که ضمانتش را کرده چقدر است، اشکالي در قرارداد ايجاد نمي‌شود.

پس قبل از ضمانت، مقدار دِين و شرايط آن را بدانيد چرا که بعد از ضمانت، به استناد جهلتان نمي‌توانيد روي صحت ضمان دست بگذاريد و بگوييد که ما اطلاع نداشتيم و اشتباه کرديم و اشتباه هم در قانون مدني باعث بطلان است و اين دفاع را نمي‌توانيد از خودتان به عمل بياوريد. شرط عقل اين است که قبل از انجام هر کاري در مورد آن اطلاعات کامل داشته باشيد.

نوع معامله را مطرح کنيد

شرايط عمومي ضامن طبق قواعد عمومي قانون مدني اين است که اهليت داشته باشد، يعني به سن بلوغ و رشد رسيده و همه شرايط صحت قراردادها را دارا باشد. زيرا فرد ضامن در حقيقت با ضمانت خود نوعي تصرف مالي مي‌کند. قانون مدني در ارتباط با خصوصيات شخص ضامن حرف خاصي نزده است.

نکته بسيار مهم اين است که ممکن است به دو صورت شما ضامن کسي شويد:

اولين حالت اين است که شما به نحوي ضامن مي‌شويد که ديگر بانک، وام گيرنده را نمي‌شناسد و فقط شما پرداخت کننده اقساط و طرف حساب بانک و طلبکار مي‌شويد. اين نوع ضمانت را(ضمان نقل ذمه به ذمه) گويند. نوع ديگر ضمانت که در واقع حالت معمول در جامعه است، بانک يا طلبکار، ابتدا به بدهکار اصلي مراجعه کند و اگر او بدهي خود را پرداخت نکرد ضامن بايد بدهي را بپردازد. به اين نوع ضمانت (ضم ذمه به ذمه) گفته مي‌شود.

ذمه به معناي دِين است. يعني شخصي مديون بوده و هست و حالا شخص ديگري به عنوان مديون به اين قرارداد ضميمه مي‌شود تا خيال طلبکار را راحت کند و طلبکار بداند تا ديروز یک بدهکار داشته اما امروز دو بدهکاردارد. اگر اولين بدهکار پولش را نداد مي‌تواند براي گرفتن طلب خود به شخص دوم يا همان ضامن رجوع کند. اما اين ضمانت شرطي دارد: وقتي که شما ضامن کسي مي‌شويد بايد قيد کنيد که اين نحو ضمانت مي‌کنيد. يعني به نحو ضم ذمه به ذمه و اگر اين موضوع را نگوييد اصل بر ضمانت نوع اول است.

در فقه شيعه اين اعتقاد وجود دارد که دو طرف قرارداد مي‌توانند توافق کنند که شخص به صورت ضم ذمه ضامن شود منتهي بايد اين موضوع از طرف ضامن مطرح و گفته شود در غير اين صورت معامله براي او بسيار خطرناک است.

 

 

اذن بدهکار را بگيريد

موارد زيادي پيش آمده که شخصي از روي دوستي و رودربايستي ضمانتي را که مبتني بر احسان و به اصطلاح عقد مسامحه‌اي است، قبول مي‌کند. حال اگر شخصي که ضامن او شده‌ايد بدهي خود را پرداخت نکند، در اين مورد شما حق و حقوقي داريد که بايد آنها را بدانيد. در اين مورد ضامن نمي‌تواند ادعا کند که از روي لطف اين کار را انجام داده است و حال نمي‌تواند جور بدهکار را بکشد. زيرا در صورت عدم پرداخت بدهي از طرف بدهکار، در واقع ضامن بايد جور او را بکشد و او با علم به اين موضوع ضمانت کرده است که عقد، لازم است و تعهد داده که اگر بدهکار، بدهي را نداد، من آن را پرداخت خواهم کرد.

اما حق ضامن در اين مورد اين است که مي‌تواند دادخواستي عليه بدهکار بدهد و پولي را که به طلبکار و يا بانک مي‌دهد بعدها از بدهکار و يا مضمون‌عنه (ضمانت شده از وي) پس بگيريد.

اما در اين مورد هم شرطي وجود دارد: از آن جا که عقد ضمان ما بين 2 نفر (ضامن و طلبکار) است و به اراده بدهکار براي انعقاد قرارداد نيازي نيست، در صورتي ضامن نمي‌تواند عليه بدهکار دادخواست دهد که ضامن از روي دوستي ضمانت را پذيرفته باشد و بدهکار هم اطلاعي از قرارداد و ضمانت نداشته باشد، در اين صورت نمي‌تواند ادعا کند که بدهکار پولش را پس بدهد زيرا اصل عقد ضمان مبتني بر اذن بدهکار نبوده است.

اراده بدهکار براي انعقاد عقد لازم نيست و فقط اذن بدهکار براي اين موضوع نياز است که وقتي ضامن پول را پرداخت کرد، بتواند آن را از بدهکار پس بگيرد و در غير اين صورت هيچ کاري از دستش برنمي‌آيد.

اشخاصي که ضامن ديگران مي‌شوند و نيت خير دارند بايد آگاه باشند که در ضمانتشان حتماً بايد اذن بدهکار را بگيرند.

اگر ضامن فوت کند

در صورتي که خدايي ناکرده ضامن فوت شد، بدهي از روي ترکه او برداشته مي‌شود. براي مثال اگر شخصي 100ميليون ضامن شود و بعد از آن، فوت شود و ترکه او در کل 200ميليون باشد، اين شخص به غير از بانک که از او طلبکار است و مي‌تواند بدهي‌اش را از ترکه بردارد، اشخاص ديگري هم به عنوان وراث دارد. اما هر چقدر هم که وُراث داشته باشد بايد کناري بايستند و کساني که طلب آنها وثيقه دارد، براي دريافت طلب خود مقدم می‌شوند.

اگر بانک از شخصي وثيقه عيني مانند سند خانه دريافت کند و آن شخص فوت کند. هر چند خانه‌اش جزء ترکه است‌، به وُراث نمي‌رسد و به بانک مي‌رسد.

صاحب وثيقه عيني بر همه و حتي بر وُراث هم مقدم است. اما بانکي که ضمانت یک نفر را پذيرفته است به اين دليل که ضمانت وثيقه عيني نيست و شخصي است، نمي‌تواند همه ترکه ضامن فوت شده را بردارد. در اين مورد بانک يا طلبکار در صفي به نام غرما قرار مي‌گيرد و به نسبت طلبشان از روي ترکه برمي‌دارند. زيرا ممکن است به همان اندازه که اين بانک از متوفي طلبکار است، افراد ديگري هم طلبکار باشند.

اگر ترکه کافي بود موضوع تمام است اما اگر ترکه کافي نبود ديگر چاره‌اي نيست و مي‌گويند (المفلس في امان الله) و وُراث از جيب خود و شخصاً جور او را نمي‌کشند. اگر هم بعد از اين که طلبکارها طلب خود را گرفتند چيزي از ترکه باقي ماند، قهراً به وُراث منتقل مي‌شود.

فوت ضامن هيچ تأثيري در پرداخت دِينش ندارد. در اين ميان فوت بدهکار هم تأثيري ندارد، زيرا طلبکار، اول به بدهکار و بعد به ضامن مراجعه مي‌کند.

پيشنهاد ما

احساسات و رودربايستي را کنار بگذاريد و با بدبيني تمام ضمانت کنيد. بدبيني در مورد اين که ممکن است شخصي که ضمانتش را مي‌کنيد در آينده مفلس شود و نتواند بدهي خود را بپردازد. در اين صورت شما بايد بدهي را بدهيد. آيا از عهده اين کار برمي‌آييد؟

تا جايي که مي‌توانيد بابت ضمان، وثيقه عيني ندهيد. يعني خانه‌اي که با زحمت زياد خريداري کرده‌ايد و امثال آن را در رهن بانک نگذاريد و با علم به اين کار را انجام دهيد که ممکن است وثيقه‌تان را از دست بدهيد. شرايط پرداخت دِين را به خوبي مطالعه کنيد و به سادگي ضامن کسي نشويد.

ميزان دِين را بدانيد و شرايط پرداخت آن را بررسي کنيد. در نهايت از بدهکار هم ضمانتي مانند چک يا سفته و غيره، براي خود بگيريد تا اگر روزي بدهي‌اش را نداد و شما مجبور به پرداخت آن شديد، بتوانيد مبلغ را از او پس بگيريد.

پي‌نوشت:

نویسنده: ستار شیرویی

برگرفته از: سایت نشر عدالت

بازدید: 2