اجرت المثل در طلاق(بخش دوم)

اجرت المثل در طلاق | شرایط پرداخت اجرت المثل

اجرت المثل در طلاق | شرایط پرداخت اجرت المثل

اجرت المثل در طلاق | شرایط پرداخت اجرت المثل[/caption]

اجرت المثل در طلاق | رسیدگی به امور خانواده با وکیل پایه یک دادگستری تهران

اجرت المثل در طلاق | رسیدگی به امور خانواده با وکیل پایه یک دادگستری تهران

مطابق روال پرونده‌هاي نفقه گذشته، در اين مورد نيز بايد مبلغي به حساب كارشناس واريز شود. آن گونه كه پيمان حسن‌پور اشاره مي‌كند، اين مبلغ 50 هزار تومان است كه توسط قاضي تعيين و به حساب كارشناس واريز مي‌شود. گاهي اين مبلغ كمتر و گاهي نيز بيشتر از 50 هزار تومان است؛ البته تعيين مبلغ كارشناسي نيز مطابق يك جدول مشخص بايد صورت گيرد، اما برخي قضات بدون توجه به اين موضوع، حتي مبالغ كمتري حدود 25 هزار تومان را هم براي كارشناسي تعيين مي‌كنند و با توجه به مشكلاتي كه براي كارشناسان در حين، قبل و بعد از رسيدگي به چنين پرونده‌هايي پيش مي‌آيد رقم بسيار ناچيزي است. حسن‌پور در اين باره مي‌گويد: كارشناسي اجرت‌المثل يكي از سخت‌ترين كارهايي است كه يك كارشناس قوه قضاييه انجام مي‌دهد. در پرونده‌هاي اين چنيني معمولاً بعد از ابلاغ كارشناسي، مطالعه پرونده صورت مي‌گيرد و طي يك هفته الي 10 روز كارشناس طي گفتگو با طرفين پرونده نظر نهايي خود را اعلام مي‌كند. كارشناس در واقع به عنوان بازوي قاضي در چنين مواردي عمل مي‌كند و با تحقيقات فراوان تلاش مي‌كند به حقيقت دست پيدا كند. در چنين مواردي ممكن است قاضي وقت و حوصله گوش دادن به حرف‌هاي طولاني دو طرف و نيز تحقيق در خصوص اين موضوع را نداشته باشد. به هرحال زنان تلاش مي‌كنند در اين باره به بيشترين پول دست پيدا كنند و مردان نيز تلاش مي‌كنند كمترين ميزان پول را بپردازند. گاهي متوجه مي‌شويم ميان حرف‌هاي دو طرف تناقض‌هاي زيادي وجود دارد و از اين مرحله شكل تحقيقات جدي‌تر مي‌شود و از راه‌هاي ديگري استفاده مي‌كنيم تا به يقين برسيم. اين راه‌ها تعداد محدودي است كه حكم (اسرار حرفه‌اي) را دارد و به همين دليل قابل بيان نيست اما مثلاً درخصوص يك پرونده، زني مدعي بود كه سال‌هاست در خانه همسرش كار مي‌كند و هميشه منزل او تميز و پاكيزه است.

مرد كه مخالف چنين ادعايي بود، براي اثبات ادعاي خود روزي از من دعوت كرد به شكل سرزده به خانه آنها برويم. چند دقيقه مانده به حضور در خانه، مرد با همسرش تماس گرفت و گفت با كارشناس قوه قضاييه پشت در خانه است. زماني كه وارد خانه شديم زن فرصت جمع و جور كردن منزل را نداشت و من با خانه‌اي به شدت به هم ريخته و كثيف مواجه شدم. البته ممكن بود اين وضعيت تنها مربوط به آن روز باشد و مثلاً زن در سال‌هاي پيش زندگي مرتب و تميزي داشته اما اين مسأله و نكات اين چنيني برخي از شگردهاي رسيدن به حقيقت درخصوص اين نوع پرونده‌هاست كه در كارشناسي نهايي نيز موثر واقع مي‌شود.

به گفته حسن‌پور پس از اعلام نظريه كارشناسي نيز اتفاق‌هاي مختلفي در انتظار كارشناس است. اتفاق‌هايي مانند تماس‌هاي تلفني تشكرآميز، تهديدهاي تلفني، آه و ناله و نفرين و گاهي هم تشكر. قانون پيش‌بيني كرده پس از كارشناسي، ما به التفاوت هزينه كارشناسي اوليه با رقم واريز شده به حساب، به كارشناس پرداخت شود، اما اين موضوعي است كه به گفته حسن‌پور گاهي با درخواست شفاهي كارشناسان قضات به آن توجه نمي‌كنند و به همين دليل كارشناس از خير مطالبه آن مي‌گذرد و گاهي نيز قاضي با پذيرش اين درخواست، دستور پرداخت هزينه واقعي كارشناسي را به طرفين پرونده مي‌دهد.

ممكن است نظريه كارشناسي با اعتراض يكي از طرفين پرونده مواجه شود. در چنين موردي پرونده به هيأت سه نفره ارجاع داده مي‌شود. اگر نظريه اين هيأت نيز مورد قبول يكي از طرفين پرونده واقع نشود، پرونده قابليت ارجاع به هيأت پنج نفره و هيات هفت نفره را دارد. اما به گفته حسن‌پور، قاضي پرونده مي‌تواند اگر در يكي از اين مراحل احساس كند طرفين قصد طولاني كردن زمان دادرسي و تلف كردن وقت را دارند، كارشناسي را پس از نظريه هيأت 5 نفره يا هيات 3 نفره متوقف كند و با بيان اين‌كه شخصاً به قناعت وجداني رسيده، نظريه خود را صادر كند.

بد نيست بدانيد اين دِين نيز مانند مهريه است و اگر مردي با طي مراحل قانوني محكوم به پرداخت اجرت‌المثل همسرش شود و آن را نپردازد، مطابق قانون زن مي‌تواند تقاضاي اعمال ماده دوي قانون محكوميت‌هاي مالي را بنمايد و همسر خود را به عنوان مديون به زندان بيندازد و مرد نيز تا زماني كه اين دِين را نپردازد ميهمان زندان خواهد بود. البته براي اين مورد نيز مانند تمام محكوميت‌هاي مالي امكان طرح دادخواست اعسار و تقسيط وجود دارد كه اين دادخواست نيز همان مسيري را طي مي‌كند كه دادخواست مهريه طي خواهد كرد. البته بعد از صدور حكم اعسار نيز اگر زماني مالي از مرد كشف شود، با معرفي زن مال مذكور توقيف مي‌شود و با حكم دادگاه از محل آن مال شامل زمين، اتومبيل، خانه، وجه نقد و… بدهي مرد به همسرش پرداخت مي‌شود.

چه زناني اجرت‌المثل كمتري مي‌گيرند؟

كارشناسي پرونده‌هاي اجرت‌المثل نيز مانند تمام امور حقوقي شامل فوت و فن‌هاي خاصي است كه كارشناسان با دقت به آن رسيدگي و آن را رعايت مي‌كنند. مثلاً براي زنان شاغل خارج از منزل هميشه اجرت‌المثل كمتري تعلق مي‌گيرد. در قانون و شرع زن مالك دارايي و پولي است كه به دست مي‌آورد و حال اگر با توافق شوهر او در خارج از منزل كار مي‌كند، الزامي ندارد كه حتي يك ريال از درآمد خود را به همسرش بپردازد يا اين‌كه در منزل خرج كند.

در بحث اجرت‌المثل نيز طبق گفته حسن‌پور وقتي زن بيرون از خانه شاغل باشد، طبيعتاً وقت كمتري براي كارهاي منزل مي‌گذارد، هرچند ممكن است استثنا‌هايي وجود داشته باشد و زني در عين اشتغال در خارج از منزل همه وظايف خود را انجام دهد؛ اما اين فرض چندان منطقي نيست زيرا كار در منزل بر اساس وقت تنظيم مي‌شود و زني كه در ساعت 5 بعد از ظهر به خانه مي‌رسد، نمي‌تواند مانند زني كه از صبح در خانه است كار و فعاليت داشته باشد.

تحصيلات زن نيز مسأله ديگري است كه در بحث اجرت‌المثل او مؤثر است. استدلال اين نظريه نيز اين است كه دستمزد يك پرستار با تحصيلات ليسانس بسيار بيش از دستمزد پرستاري با تحصيلات ديپلم است.

پايگاه اجتماعي، شوون زن، شغل پدر، محل زندگي در زمان مجردي و تحصيلات در زمان تجرد و بعد از ازدواج هم در افزايش ميزان اجرت‌المثل تأثير قابل‌توجهي دارد. نكته جالب اين‌كه زناني كه فقط خانه‌دار هستند در زمان كارشناسي اجرت‌المثل رقم‌هاي بهتري دريافت مي‌كنند. تعداد فرزندان نيز از موارد مؤثر در كارشناسي اجرت‌المثل است. اگر فرزندان مادري دختر باشند، اجرت‌المثل كمتري به او تعلق مي‌گيرد چون فرض بر اين است كه در خانه دختر هميشه كمك حال مادر است حال آن كه در خصوص پسرها چنين مسأله‌اي هميشگي نيست. اگر مادري فرزند خود را از شير خود تغذيه كرده باشد نيز مشمول دريافت اجرت‌المثل بيشتري است. اين‌كه زني هنگام ازدواج، فرزند يا فرزندان قبلي همسرش از زن سابقش را نيز بزرگ كند، باز هم سبب افزايش ميزان اجرت‌المثل زن مي‌شود. ممكن است مردي بخشي از ايام زندگي خود را در مأموريت كاري خارج از كشور يا مثلاً زندان گذرانده باشد. اين مسأله نيز در كاهش يا افزايش اجرت‌المثل مؤثر است. معمولاً براي ايام عقد و زماني كه زن در خانه پدرش است و با همسرش دچار مشكل مي‌شود اجرت‌المثلي تعلق نمي‌گيرد. حسن‌پور مي‌گويد تا به حال چنين پرونده‌اي به او ارجاع نشده كه علت احتمالي آن مي‌تواند اين باشد كه زندگي مشترك هنوز شكل نگرفته كه شوهر دستوري به همسرش بدهد. اجرت‌المثل مسأله‌اي است كه سقف يا كف مشخصي ندارد و آن‌گونه كه پيمان حسن‌پور مي‌گويد، آنچه او تاكنون كارشناسي كرده در كمترين ميزان براي يك پرونده ماهانه 300 هزار تومان و در بيشترين رقم نيز ماهانه 800 هزار تومان بوده است. هرچند اين ارقام ممكن است به دليل مسائلي كه به آن اشاره شد بسيار بيشتر يا كمتر از اين ارقام باشد.

شروط ضمن عقد و اجرت‌المثل

همسران مي‌توانند در زمان عقد هر شرطي كه خلاف مقتضاي عقد نباشد را در عقدنامه بگنجانند. يكي از موارد پيشنهادي مي‌تواند مشخص كردن تكليف اجرت‌المثل باشد. آنها مي‌توانند شرط كنند كه مثلاً زن براي انجام امور منزل به درخواست مرد ماهانه 100 هزار تومان دريافت كند. يا اين كه شرط كنند اساسا چنين مبلغي هيچ گاه به زن پرداخت نمي‌شود و زن هم حق مطالبه ندارد.

در خارج از شكل قضايي زن و مرد مي‌توانند براي دريافت و پرداخت اين مبلغ با هم توافق داشته باشند. البته از لحاظ قضايي شرط پرداخت اين مبلغ مطالبه زن است اما مرد مي‌تواند با رضايت همسرش مثلاً بابت اجرت‌المثل 30 سال زندگي مشترك بخشي از خانه‌اش را به نام همسرش كند. در چنين مواردي دريافت يك رسيد كتبي از همسر مي‌تواند از لحاظ حقوقي از بروز مشكلات بعدي و درخواست مجدد زوجه جلوگيري كند، اما اگر مردي با اجبار، تهديد يا تطميع همسرش را وادار به امضاي برگه‌اي كند و مثلاً در قبال مبلغي مشخص او را وادار به صرف نظر كردن از اجرت‌المثل كند، اين برگه از لحاظ حقوقي ارزشي ندارد.

نویسنده: ستار شیرویی

برگرفته از : سایت نشر عدالت

بازدید: 52